جملاتی از کتاب عادت های اتمی (جملات و بریده های جذاب از این کتاب انگیزشی)

جملاتی از کتاب عادت های اتمی را به صورت گلچین در سایت ادبی تاپ ناز آماده کرده ایم. کتاب عادت های اتمی نوشتهی جیمز کلیر و راهنمایی کاربردی دربارهی نحوهی تغییر تدریجی عادتهای روزمره است. جیمز کلیر در این کتاب پرفروش نیویورک تایمز با ترسیم قوانین کلی دربارهی عادتها، راهکارهایی را برای سازماندهی عادتهای خوب در مقابل عادتهای بد ارائه میدهد.
جملاتی از کتاب انگیزشی عادت اتمی
وقتی پرخوری میکنید یا فندک میزنید یا به جستجو در شبکههای اجتماعی میپردازید، خواستهٔ واقعی شما چیپس، سیگار یا یک مشت لایک نیست. آنچه واقعا میخواهید ایجاد یک حس متفاوت است.
چگونه یک عادت خوب بسازیم اولین قانون (سرنخ): آن را شفاف و آشکار کنید. دومین قانون (تمایل): آن را جذاب کنید. سومین قانون (پاسخ): آن را ساده کنید. چهارمین قانون (پاداش): آن را رضایتبخش کنید. میتوانیم این قوانین را معکوس کنیم تا نحوهٔ شکستن یک عادت بد را یاد بگیریم. چگونه یک عادت بد را از بین ببریم اولین قانون (سرنخ): آن را مخفی (پنهان) کنید. دومین قانون (تمایل): آن را لوس و غیرجذاب کنید. سومین قانون (پاسخ): آن را دشوار کنید. چهارمین قانون (پاداش): آن را عامل نارضایتی کنید.
برای اینکه به بهترین نسخه از خودتان تبدیل شوید، باید دائما اعتقاداتتان را ویرایش کنید و هویت خود را بهروزرسانی نمایید و توسعه دهید.
از نظر ریاضی، قضیه اینگونه است: اگر به مدت یک سال هر روز ۱ درصد بهتر شوید، در انتهای کار ۳۷ برابر بهتر خواهید شد. بالعکس اگر هر روز از سال ۱ درصد بدتر شوید، در نهایت به صفر نزدیک خواهید شد. آنچه بهعنوان یک پیروزی کوچک یا گام جزئی رو به عقب پنداشته میشود، در نهایت بهصورت یک پیروزی یا شکست بسیار بزرگتر انباشته خواهد شد.
طراح دنیای خود باشید، نه اینکه صرفا کاربر آن باشید.
تنها با نگاه به دو، پنج یا شاید ده سال آینده است که ارزش عادتهای خوب و عواقب عادتهای بد برایمان آشکار میشود.
مطالب مشابه: جملاتی از کتاب صد سال تنهایی (متن های از رمان شاهکار گابریل گارسیا مارکز)

دوپامین نهتنها در زمانی که لذت را تجربه میکنید، بلکه در زمان پیشبینی آن نیز منتشر میشود. معتادان به قمار بیشترین میزان دوپامین را پیش از اینکه روی فلان چیز شرط ببندند تجربه میکنند، نه زمانی که میبرند. معتادان به کوکائین بیشترین موج دوپامین را در زمان دیدن پودر ترشح میکنند، نه زمانی که آن را بالا میکشند.
مغز شما با میل به سیگار کشیدن یا چک کردن اینستاگرام یا انجام بازیهای کامپیوتری تکامل نیافته است. در اعماق درون، شما خواهان کاهش میزان ابهام و اضطراب، کسب تایید و مقبولیت اجتماعی یا دستیابی به شأن و منزلت هستید. – یافتن عشق و تولید مثل = استفاده از تیندر – ارتباط و پیوند با دیگران = جستجو در فیسبوک – کسب مقبولیت و تایید اجتماعی = پست گذاشتن در اینستاگرام – کاهش ابهام = جستجو در گوگل – دستیابی به منزلت و پرستیژ = انجام بازیهای کامپیوتری
اگر مطمئن نیستید که باید چه زمانی عادت خود را شروع کنید، اولین روز هفته، ماه یا سال را انتخاب کنید. افراد در این ایام تمایل بیشتری برای اقدام دارند، زیرا در آن اوقات امیدشان بالاتر است. اگر امید داشته باشیم، دلیلی برای اقدام پیدا میکنیم. یک شروع تازه، نقش انگیزشی دارد.
بامبو را بهندرت میتوان طی ۵ سال اول عمرش مشاهده کرد، زیرا در این دوران در حال ایجاد سیستم ریشهٔ غنی خود در زیر زمین است و سپس طی ۶ هفته، بهاندازهٔ ۲۷ متر قد میکشد و سر به آسمان میساید.
یک آدم معمولی روزانه بیش از دو ساعت را در شبکههای اجتماعی میگذراند. اگر در طول یک سال ششصد ساعت اضافی به شما بدهند، چه کارهایی میتوانید با آن انجام دهید؟
مطالب مشابه: جملاتی از کتاب معجزه شکرگزاری (متن های قشنگ برای جذب اتفاقات مثبت)

اگر یک روز موفق به اجرای آن عادت نشدم، سعی میکنم هرچه سریعتر به سراغ آن بازگردم. نرفتن به یک جلسهٔ باشگاه پیش میآید، اما قرار نیست چند جلسهٔ پشت سر هم را نروم. شاید یک پیتزا را کامل بخورم، اما وعدهٔ غذایی بعدی حتما سالم خواهد بود. نمیتوانم ایدهآل و کامل باشم، اما میتوانم از لغزشهای ثانویه جلوگیری کنم. بهمحض اینکه یک مجموعه عادت تمام شد، بعدی را آغاز میکنم.
امکان دارد به خاطر فلان انگیزه یک عادت را شروع کنید، اما تنها در صورتی به آن پایبند خواهید ماند که بخشی از هویتتان شود.
عادتها بر اساس تعداد دفعاتِ وقوعشان شکل میگیرند، نه بازه زمانی که رخ میدهند.
تا زمانی که بهاندازهٔ آدمهای مورد ستایشتان تلاش نکردید، هیچوقت نمیتوانید موفقیتشان را به شانس و ژنتیک ارتباط دهید.
بر روی این تمرکز کردم که به زندگیام نظم بدهم. درحالیکه دوستانم تا دیروقت بیدار میماندند و با کنسول بازی میکردند، ساعت خوابم را تنظیم کردم و هر شب زود به رختخواب میرفتم. در دنیای بههمریختهٔ خوابگاه، هدفگذاری کردم که اتاقم را تمیز و منظم نگه دارم. این بهبودها جزئی بودند، اما باعث شدند کنترل بیشتری بر روی زندگیام داشته باشم.
مهم نیست که هماکنون چقدر موفق یا ناموفق هستید. آنچه اهمیت دارد عادات شما است که آیا شما را در مسیر موفقیت قرار میدهند یا خیر.
تاثیری که بهواسطهٔ تغییر در عاداتتان ایجاد میشود، با تاثیر تغییر مسیر هواپیما تنها بهاندازهٔ چند درجه برابری میکند. فرض کنید در حال پرواز از لسآنجلس به نیویورک سیتی هستید. اگر خلبان نوک هواپیما را تنها ۳.۵ درجه به سمت جنوب بگیرد، به جای نیویورک در واشنگتن فرود خواهید آمد. این تغییر کوچک در زمان بلند شدن هواپیما، بهندرت حس میشود – دماغهٔ هواپیما تنها چند متر جابجا میشود – اما وقتی همین تاثیر در سرتاسر آمریکا بزرگنمایی میشود، صدها مایل آنطرفتر فرود خواهید آمد.
بالاترین تهدید برای موفقیت، نه شکست بلکه بیحوصلگی است. از عادتهایمان خسته میشویم، زیرا دیگر ما را مجذوب نمیکنند
در گذر زمان یاد میگیرید که چک کردن رسانههای اجتماعی حس دوست داشته شدن را به شما میدهد یا مشاهدهٔ یوتیوب به شما اجازه میدهد ترسهایتان را از یاد ببرید. عادتها وقتی جذاب میشوند که آنها را به احساسات مثبت نسبت بدهیم و بتوانیم از این بینش به نفع خودمان بهره بگیریم.
فرض ضمنی که پشت هر هدف وجود دارد، چنین است: «وقتی به هدفم رسیدم، خوشحال خواهم شد». مشکلی که طرز فکر متمرکز بر هدف دارد، این است که دائما رضایت خود را تا فتح نقطهعطف بعدی در شرایط تعلیق نگه میدارید. آنقدر در چنین دامی گرفتار شدهام که حسابش از دستم در رفته است.
دیگر به خودت دروغ نگو
مطالب مشابه: جملات زیبای کتاب کنت مونت کریستو اثر الکساندر دوما

سانآنتونیو اسپرز، یکی از موفقترین تیمهای تاریخ NBA، یکی از نقلقولهای جیکوب ریس، اصلاحطلب سابق، را در کمدهای بازیکنان نصب کرده است: «وقتی فکر میکنم هیچچیز به من کمک نمیکند، میروم و به سنگتراشی نگاه میکنم که پتک را روی سنگ فرود میآورد؛ شاید صد بار ضربه بزند بدون اینکه ترکی روی آن ظاهر شود. بااینحال با صدویکمین ضربه است که سنگ به دو نیم میشود و من میدانم که صرفا آخرین ضربه کارساز نبوده است – بلکه تمام ضربات پیشین هم تاثیر خود را گذاشتهاند».
خلاصهٔ فصل – قانون طلایی میگوید انسانها وقتی روی وظایفی کار میکنند که دقیقا در مرز توانمندیهای کنونیشان جای گرفته، به اوج انگیزههایشان میرسند. – بزرگترین تهدید موفقیت، نه شکست بلکه بیحوصلگی است. – وقتی عادتها روتین میشوند، جذابیتشان را از دست میدهند و کمتر حس رضایت را به همراه دارند. در نتیجه از آنها خسته میشویم. – وقتی انگیزه وجود داشته باشد، هر کس میتواند بهسختی تلاش کند. این توانایی پیشبرد کار در زمان بیحوصلگی است که تفاوتها را رقم میزند. – حرفهایها به برنامهٔ خود پایبند میمانند؛ آماتورها میگذارند زندگی در برنامههایشان مداخله کند.
همچنین اگر تلاش نکنید، ژنها بهتنهایی نمیتوانند شما را به موفقیت برسانند. بله، امکان دارد آن مربی باشگاه دارای ژنهای بهتری از شما باشد، اما باید بهاندازهٔ او تمرین کنید تا بتوانید دربارهٔ ژنتیک بهتر یا بدتر اظهارنظر کنید. تا زمانی که بهاندازهٔ آدمهای مورد ستایشتان تلاش نکردید، هیچوقت نمیتوانید موفقیتشان را به شانس و ژنتیک ارتباط دهید.
کیفیت زندگی ما غالبا به کیفیت عادتهایمان بستگی دارد















