بیوگرافی تام هنکس (زندگی خصوصی، لیست فیلمهای و دانستنی های جالب)
تام هنکس یکی از درخشانترین چهرههای تاریخ سینمای جهان و از نامهای ماندگار هالیوود به شمار میرود. او نهتنها در مقام بازیگر، بلکه به عنوان کارگردان و فیلمساز نیز توانسته است جایگاهی ویژه در قلب مخاطبان و منتقدان پیدا کند. آثار سینمایی او تاکنون بیش از ۹ میلیارد دلار فروش جهانی داشتهاند؛ رقمی حیرتانگیز که تنها گواهی بر محبوبیت گسترده و توانایی خارقالعاده او در جذب تماشاگر است. در ادامه، ما در مجله اینترنتی «تاپ ناز» به بررسی دقیقتر زندگی شخصی، خانوادگی، دوران تحصیل، آغاز مسیر هنری و موفقیتهای سینمایی این ستاره جاودانه خواهیم پرداخت. پس پیشنهاد میکنیم تا انتهای این سفر پر فراز و نشیب همراه ما بمانید.

تولد
توماس جفری هنکس، که بعدها دنیا او را با نام کوتاه و هنری «تام هنکس» شناخت، در تاریخ ۹ ژوئیه ۱۹۵۶ در شهر کنکورد ایالت کالیفرنیا در ایالات متحده آمریکا چشم به جهان گشود. تولد او در سالهای میانی قرن بیستم، همزمان با دورانی بود که صنعت سینما در حال تجربه تغییرات بزرگی بود؛ گویی سرنوشت از همان ابتدا برای او نقشهای هنری و پرشکوه کشیده بود.
خانواده

تام در آغاز کودکی، در خانوادهای کوچک و ساده بزرگ شد. او نخستین فرزند خانواده بود و در سالهای ابتدایی زندگی، تنها کودک خانه به شمار میرفت. پدرش، آموس مافورد هنکس، شغلی ساده اما پرماجرا داشت؛ او آشپزی دورهگرد بود که از شهری به شهر دیگر سفر میکرد و همین سبک زندگی باعث میشد کودکان خانواده با مفهوم تغییر و حرکت آشنا شوند. مادرش، جنت مریلین، زنی پرتلاش بود که در بیمارستان مشغول به کار بود و با فداکاری فراوان سعی داشت ثباتی در خانه ایجاد کند.
مادر تام ریشههای پرتغالی داشت و از این رو بخشی از میراث فرهنگی او به اروپا بازمیگشت؛ در حالی که پدربزرگ و مادربزرگ پدریاش از مهاجران انگلیسی بودند که به آمریکا آمده بودند. هنگامی که تام تنها چهار سال داشت، در سال ۱۹۶۰، زندگی خانوادگی او دچار تغییر بزرگی شد. والدینش از یکدیگر جدا شدند و او ناگزیر شد با واقعیت تلخ طلاق در کودکی آشنا شود. با این حال، سرنوشت برایش خواهر و برادرهای ناتنی دیگری رقم زد؛ جیم، لری و ساندرا. این جمع خانوادگی گرچه متفاوت و چندپاره بود، اما بعدها در شکلگیری شخصیت مستقل و مقاوم او نقش مهمی ایفا کرد.
مطالب مشابه: بیوگرافی آلن دلون (از آغاز بازیگری تا ازدواج و مرگ معروف ترین ستاره فرانسوی)
تحصیلات و دوران کودکی
دوران کودکی تام هنکس چندان درخشان و پرجنبوجوش نبود. او برخلاف بسیاری از کودکان پرانرژی، شخصیتی خجالتی و درونگرا داشت. همین ویژگی باعث میشد در مدرسه چندان محبوب همکلاسیهایش نباشد و کمتر کسی به دنبال دوستی نزدیک با او باشد. اما پشت این ظاهر آرام، پسری بسیار مسئولیتپذیر، صبور و در عین حال باهوش پنهان شده بود.
او از همان سالهای نوجوانی به هنر علاقهمند شد. در دوران دبیرستان نخستین بار با دنیای بازیگری آشنا شد و نقشهای کوچکی در نمایشهای مدرسهای ایفا کرد. شور و شوق او برای صحنه آنقدر زیاد بود که حتی در دوران کالج، علاوه بر درس و مشق، به جشنوارههای تئاتری مانند «گریت لیکز» دعوت شد. او در کنار تحصیل در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، وقت زیادی را صرف یادگیری و تجربه کردن بازیگری میکرد.
ورود به دنیای تئاتر و ترک تحصیل
اشتیاق تام هنکس برای هنر نمایشی روز به روز بیشتر میشد. او ساعات زیادی از وقت خود را صرف تماشای تئاتر میکرد و گاهی بیشتر از آنکه دانشجو باشد، تماشاگر و تحلیلگر نمایشها بود. همین مسیر او را با «وینست دولینگ»، مدیر و مسئول یکی از سالنهای تئاتر، آشنا کرد. دولینگ که استعداد هنکس را تشخیص داده بود، از او دعوت کرد تا به عنوان کارآموز در تئاتر فعالیت کند.
این پیشنهاد نقطه عطفی در زندگی هنکس بود. او سه سال کامل به عنوان کارآموز در تئاتر فعالیت کرد و در این مدت با همه بخشهای پشت صحنه آشنا شد؛ از طراحی صحنه و نورپردازی گرفته تا تهیهکنندگی و مدیریت. همین تجربهها او را از یک دانشجوی ساده به هنرمندی چندوجهی تبدیل کرد. در نهایت تصمیم گرفت تحصیل دانشگاهی را نیمهکاره رها کند و تمام انرژیاش را صرف هنر کند. سال ۱۹۷۸، زمانی که تنها ۲۲ سال داشت، برای یکی از نقشهایش در تئاتر موفق شد جایزه بهترین بازیگر را از آن خود کند؛ موفقیتی که آیندهای روشن را نوید میداد.
مهاجرت به نیویورک و آغاز بازیگری در سینما

پس از کسب تجربههای فراوان در تئاتر، دوستان و اطرافیان او را تشویق کردند تا وارد عرصه وسیعتر سینما شود. بنابراین در سال ۱۹۷۹، در حالی که ۲۳ ساله بود، تصمیم گرفت به نیویورک مهاجرت کند. نخستین حضورش در پرده نقرهای با فیلم «او میداند تنها هستی» رقم خورد. سپس در فیلم تلویزیونی «معماها و هیولاها» نیز نقشی دریافت کرد.
در همان سال نقشی کلیدی در فیلم «ماندرک» بر عهده گرفت و اندکی بعد در سریال کمدی «دوستان صمیمی» بازی کرد. موفقیتهای اولیه به سرعت نام او را در میان بازیگران جوان مطرح کرد. در ادامه در فیلمهایی مانند «پارتی مجردی»، «شلپ شلوپ»، «مردی با یک کفش قرمز»، «داوطلبان» و «گودال پول» حضور یافت و کمکم به عنوان بازیگری پرکار و بااستعداد شناخته شد.
نقطه عطف با فیلم «هیچچیز مشترک»

سال ۱۹۸۶ یکی از مهمترین سالهای زندگی هنکس بود. او پیشنهاد بازی در فیلم «هیچچیز مشترک» به کارگردانی گری مارشال را دریافت کرد. در این فیلم در کنار بازیگرانی چون جکی گلیسون و اوا ماری سنت به ایفای نقش پرداخت. فیلم با فروش ۳۲ میلیون دلاری در آن زمان به بزرگترین موفقیت مالی او بدل شد و نشان داد که توانایی جذب مخاطب گسترده را دارد. پس از آن، هنکس در فیلمهای متعددی همچون «هربار که بگوییم خداحافظ»، «دام»، «بزرگ»، «پانچلاین» و «حومهنشینها» ظاهر شد و استعدادش بیش از پیش درخشش یافت.
فیلم «فیلادلفیا» و نخستین اسکار

در سال ۱۹۹۳ پیشنهاد شگفتانگیزی به دستش رسید: نقش اصلی در فیلم «فیلادلفیا» ساخته جاناتان دمی. این فیلم درامی جسورانه بود که برای نخستین بار در سینمای هالیوود به موضوعاتی چون ایدز و همجنسگرایی پرداخت. همبازی او در این فیلم کسی نبود جز دنزل واشینگتن، یکی از دیگر غولهای سینمای آمریکا.
بازی هنکس در این فیلم تحسین بیسابقهای برانگیخت. او با ظرافت و قدرتی کمنظیر توانست نقش فردی مبتلا به ایدز را ایفا کند و احساسات تماشاگران را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. نتیجه این درخشش، دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد بود. علاوه بر آن، فیلم در گیشه نیز بسیار موفق عمل کرد و بیش از ۲۰۰ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
«فارست گامپ» و دومین اسکار پیاپی

تنها یک سال بعد، در ۱۹۹۴، تام هنکس بار دیگر تاریخساز شد. او در فیلم ماندگار «فارست گامپ» ساخته رابرت زمکیس نقشآفرینی کرد؛ فیلمی که نهتنها در کارنامه هنکس بلکه در تاریخ سینما جایگاهی افسانهای دارد. در کنار او بازیگرانی چون رابین رایت و گری سینایس حضور داشتند.
فیلمبرداری «فارست گامپ» در ایالتهای جورجیا و کارولینای شمالی و جنوبی انجام شد و جلوههای ویژه نوآورانهای برای ترکیب هنکس با تصاویر آرشیوی به کار رفت. فیلم با استقبال خیرهکننده منتقدان و تماشاگران روبهرو شد و در نهایت بیش از ۶۷۷ میلیون دلار فروش جهانی داشت؛ رقمی که آن را به پرفروشترین فیلم سال تبدیل کرد.
«فارست گامپ» نامزد دریافت ۱۳ جایزه اسکار شد و ۶ جایزه مهم از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای هنکس به ارمغان آورد. این دومین بار پیاپی بود که او موفق به کسب اسکار شد؛ افتخاری که تنها برای معدود بازیگرانی در تاریخ سینما رخ داده است. همچنین موسیقی متن فیلم بیش از ۱۲ میلیون نسخه فروش داشت و جایگاه آن را در فرهنگ عامه تثبیت کرد.
همکاری درخشان تام هنکس با استیون اسپیلبرگ و فیلم ماندگار «نجات سرباز رایان»

یکی از درخشانترین و تأثیرگذارترین لحظات کارنامه هنری تام هنکس، همکاری او با استیون اسپیلبرگ، کارگردان نامآور و اسطورهای سینمای جهان بود؛ همکاریای که در قالب فیلم حماسی و جنگی «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) در سال ۱۹۹۸ به ثمر نشست. این فیلم، که ژانری حماسی ـ جنگی داشت و به دلیل صحنههای نفسگیر نبرد و روایتی انسانی از جنگ جهانی دوم در تاریخ سینما ماندگار شد، گروهی از بازیگران مطرح هالیوود را گرد هم آورد. در کنار هنکس، هنرمندانی همچون تام سایزمور، بری پپر، آدام گلدبرگ، مت دیمون، وین دیزل، پل جیاماتی و جووانی ریبیسی در فیلم حضور داشتند و هر یک نقشی مهم در روایت این داستان پرهیجان ایفا کردند.
ایده اصلی فیلم زمانی در ذهن رابرت رودات، فیلمنامهنویس اثر، جرقه زد که او از بنای یادبود چهار برادر کشتهشده در جنگ داخلی آمریکا دیدن میکرد. همین تجربه عاطفی او را برانگیخت تا داستانی مشابه اما در بستر جنگ جهانی دوم خلق کند. «نجات سرباز رایان» پس از اکران با تحسین گسترده منتقدان و استقبال بینظیر تماشاگران مواجه شد و توانست در سطح جهانی بیش از ۴۸۱ میلیون دلار فروش داشته باشد؛ رقمی که آن را به پرفروشترین فیلم سال ۱۹۹۸ بدل کرد.
این شاهکار سینمایی، نه تنها تماشاگران عادی بلکه محافل هنری را نیز شگفتزده ساخت. فیلم در نهایت موفق به دریافت پنج جایزه معتبر اسکار شد و همچنان یکی از بهترین آثار تاریخ سینمای جنگی محسوب میشود. بعدها، در سال ۱۹۹۹، نسخه ویدئویی خانگی آن عرضه شد و تنها از طریق بازار خانگی ۴۴ میلیون دلار دیگر فروش کرد. این موفقیت عظیم بار دیگر جایگاه هنکس را بهعنوان ستارهای بیبدیل تثبیت کرد.
«مسیر سبز»؛ اقتباسی موفق از رمان استیون کینگ

یک سال پس از موفقیت «نجات سرباز رایان»، هنکس بار دیگر با اثری متفاوت و خاص روی پرده سینما ظاهر شد. فیلم «مسیر سبز» (The Green Mile) در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی فرانک دارابونت اکران شد و اقتباسی سینمایی از رمان مشهور استیون کینگ، نویسنده افسانهای ادبیات معاصر، بود. این فیلم توسط کمپانی مشهور برادران وارنر تهیه و منتشر شد و توانست ترکیبی از بازیهای قدرتمند، داستانی احساسی و فضایی مرموز را به تماشاگران ارائه کند.
در این اثر، علاوه بر تام هنکس، بازیگران برجستهای چون دیوید مورس، بانی هانت، مایکل کلارک دانکن، بری پپر و جیمز کرامول نقشآفرینی کردند. «مسیر سبز» توانست به یکی از آثار شاخص سینمای دهه ۹۰ تبدیل شود و با وجود بودجهای در حدود ۶۰ میلیون دلار، نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار در گیشه جهانی فروش کند.
این فیلم در مراسم اسکار سال ۲۰۰۰ در چهار رشته مهم شامل بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (برای مایکل کلارک دانکن)، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین صداگذاری نامزد شد. هرچند در رقابتی نفسگیر، بیشتر جوایز آن سال به فیلم «زیبای آمریکایی» رسید، اما «مسیر سبز» همچنان بهعنوان اثری محبوب و ماندگار در حافظه دوستداران سینما باقی ماند.
«دورافتاده»؛ سختترین نقش زندگی هنکس

تام هنکس در مصاحبههای متعدد خود اعتراف کرده است که یکی از سختترین و چالشبرانگیزترین نقشهای دوران حرفهایاش، در فیلم «دورافتاده» (Cast Away) بوده است. این فیلم که در سال ۲۰۰۰ به کارگردانی رابرت زمکیس ـ همان کارگردان «فارست گامپ» ـ ساخته شد، داستان زندگی یک مأمور پست شرکت فدکس را روایت میکند که پس از سقوط هواپیما، مجبور میشود چهار سال تمام در جزیرهای دورافتاده به تنهایی زندگی کند.
هنکس برای ایفای این نقش، تغییرات جسمانی چشمگیری را پذیرفت. او علاوه بر تمرینات ورزشی سخت، رژیم غذایی شدیدی گرفت و نزدیک به ۲۵ کیلوگرم وزن کم کرد تا ظاهر و فیزیک او کاملاً با شرایط یک فرد گرفتار در جزیرهای خالی سازگار باشد. این تلاشها و بازی شگفتانگیز او سبب شد که فیلم تحسین گسترده منتقدان را برانگیزد و به یکی از موفقترین آثار تجاری آن سال تبدیل شود. «دورافتاده» بیش از ۴۲۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت و هنکس نیز برای بازی در آن نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هفتاد و سومین دوره این مراسم شد.
همکاری بهیادماندنی با لئوناردو دیکاپریو در «اگه میتونی منو بگیر»

در سال ۲۰۰۲، تام هنکس بار دیگر با استیون اسپیلبرگ همکاری کرد و این بار در فیلم «اگه میتونی منو بگیر» (Catch Me If You Can) مقابل لئوناردو دیکاپریو قرار گرفت. این فیلم بر اساس زندگی واقعی فرانک ابگنیل جونیور ساخته شده بود؛ جوانی نابغه که قبل از رسیدن به ۱۹ سالگی، موفق شد میلیونها دلار چک جعلی صادر کند و خود را به عنوان خلبان، پزشک و حتی وکیل جا بزند.
در این فیلم، دیکاپریو نقش فرانک را بازی میکرد و هنکس در نقش کارل هنراتی، مأمور سرسخت افبیآی، ظاهر شد که همواره در تعقیب فرانک بود اما مدام یک قدم از او عقب میماند. ترکیب هنرنمایی دو ستاره محبوب سینما به همراه کارگردانی بینقص اسپیلبرگ، فیلمی پرهیجان، سرگرمکننده و جذاب را خلق کرد. این اثر نیز در گیشه موفق بود و بیش از ۳۵۲ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
مطالب مشابه: بیوگرافی لئوناردو دیکاپریو + اطلاعات زندگی شخصی و هنری و رابطه های او
آثار جدید و فعالیتهای اخیر تام هنکس
تام هنکس حتی در دهه هفتم زندگی نیز همچنان پرانرژی و فعال است. در سال ۲۰۲۲ او در فیلم «مردی به نام اتو» (A Man Called Otto) به کارگردانی مارک فورستر بازی کرد؛ اثری که بازسازی آمریکایی رمان محبوب «مردی به نام اوه» اثر فردریک بکمن بود. این فیلم با وجود نقدهای متفاوت، بیش از ۱۱۳ میلیون دلار در جهان فروش داشت و بار دیگر ثابت کرد که نام هنکس همچنان میتواند ضامن فروش باشد.
در تازهترین پروژهاش نیز او در فیلم «اینجا» (Here) که قرار است در سال ۲۰۲۴ اکران شود، حضور یافته است؛ فیلمی که مشتاقان سینما بیصبرانه در انتظار تماشای آن هستند.
صداپیشگی در «داستان اسباببازی»

تام هنکس تنها به بازی در فیلمهای زنده بسنده نکرده و یکی از ماندگارترین صداپیشگیهای تاریخ سینما را نیز بر عهده داشته است. او از سال ۱۹۹۵ در مجموعه انیمیشن «داستان اسباببازی» (Toy Story) ساخته پیکسار، صدای شخصیت محبوب وودی، گاوچران وفادار و دوستداشتنی را به مخاطبان هدیه کرد.
این مجموعه که بعدها سه دنباله دیگر در سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۹ داشت، در مجموع بیش از ۳.۳ میلیارد دلار در گیشه جهانی فروش داشت و به یکی از موفقترین فرنچایزهای انیمیشن تاریخ تبدیل شد. هنکس بارها درباره علاقه شخصیاش به این پروژه گفته است: «هیچکس نمیداند نتیجه کار چه خواهد شد، اما خوشحالم که داستان اسباببازی به یکی از بهترین مجموعههای چند دهه اخیر بدل شد. بچههایم این شخصیت را دوست دارند و افتخار میکنم که صدایم را به او قرض دادهام.»
زندگی شخصی تام هنکس

تام هنکس برخلاف بسیاری از ستارههای پرحاشیه هالیوود، زندگی شخصی آرامتری داشته است. نخستین ازدواج او در سال ۱۹۷۸ با سامانتا لوییس بود. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای کالین و الیزابت بود. با این حال، این زندگی مشترک پس از ده سال، در سال ۱۹۸۷ به پایان رسید. سامانتا بعدها در سال ۲۰۰۱ به دلیل ابتلا به سرطان استخوان درگذشت و هنکس تا آخرین لحظات در کنار او باقی ماند.
هنکس در سال ۱۹۸۸ با ریتا ویلسون، بازیگر و تهیهکننده شناختهشده آمریکایی ازدواج کرد. ثمره این زندگی دو فرزند دیگر به نامهای چستر و ترومن است. این زوج که به ندرت در دنیای پرهیاهوی هالیوود نمونهای مشابه دارند، سالهاست در کنار یکدیگر زندگی میکنند و حتی در سال ۲۰۱۱ نخستین بار طعم شیرین پدربزرگ و مادربزرگ شدن را چشیدند.
افتخارات ویژه و علایق شخصی
تام هنکس در طول زندگی حرفهایاش جوایز و افتخارات بسیاری دریافت کرده است. در سال ۲۰۰۶ ارتش آمریکا به پاس نقشآفرینی او در «نجات سرباز رایان»، نشان افتخاری عضویت در یگان رنجر را به او اهدا کرد؛ افتخاری که پیش از او هیچ بازیگری به آن دست نیافته بود. در سال ۲۰۱۶ نیز باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا، در آخرین روزهای حضورش در کاخ سفید، مدال آزادی ریاستجمهوری ـ عالیترین نشان افتخار غیرنظامی آمریکا ـ را به هنکس اعطا کرد.
جدا از سینما، هنکس علاقههای شخصی خاصی دارد. او مجموعهای شگفتانگیز از بیش از صد ماشین تحریر قدیمی گردآوری کرده و این علاقه را حتی در فیلمهایی مانند «ترمینال» و «نجات آقای بنکس» به نمایش گذاشته است. همچنین او عاشق ورزش بیسبال است و بخشی از مالکیت تیم «ساکرامنتو ریور کتس» را در اختیار دارد. حضور او در چند فیلم مرتبط با بیسبال، مانند «یک لیگ از آنِ خودشان» و «مانیبال»، نشان میدهد که این عشق ورزشی نیز بخشی از هویت اوست.
کار های بشردوستانه
تام هنکس و همسرش زوجی به شدت نیکوکار هستند. او از سازمان هایی مانند Stand Up to Cancer، صندوق جهانی، و صندوق جهانی حیات وحش و غیره حمایت کرده است. تام و همسرش به مرکز سرطانی مافیت که چند زیر مجموعه دارد، یک تکه جواهر 14 عیار بخشید. او از موسسات خیریه و اهداف متعددی از جمله تحقیقات ایدز و تلاشهای امدادی در بلایای طبیعی حمایت کرده است. وی همچنین بیشتر دارایی خود را برای حمایت از محیط زیست روی فناورهایی از جمله اتومبیل های الکترونیکی سرمایه گذاری کرده است و خودش صاحب دو اتومبیل الکترونیکی است.














