شعر اربعین (شعرهای زیبا و غمگین درباره اربعین و چهلم امام)
اشعار زیبا با موضوع اربعین را در تاپ ناز گردآوری کرده ایم. یادبود اربعین تنها منحصر به مسلمانان نیست، بلکه غیر مسلمانان نیز تا چهل روز بعد از وفات نزدیکان خود، به عزای آنها توجه می کنند و در روز چهلم، نزدیکان و دوستان و خانواده اش بر سر قبرش حاضر می شوند تا به یاد او عزاداری کنند.

شعرهای اربعینی
همه دارند به پابوس شما میآیند
طبق معمول من بیسر و پا جاماندم
من فقط یک آرزو دارم که آن هم اربعین
سجدۀ شکری کنم پای ستون آخرین
چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام
خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام
گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام
اشک، سرخ، چهره زرد و تن سیاه و موسفید
اینهمه سوغات از شام خراب آورده ام
اشک می بارم ز داغ چارساله دخترت
گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آورده ام
همرهم زین العباد این حجت دادار را
جان و تن مجروح از بزم شراب آورده ام
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام
سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو
حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانه شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم
برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم
رسیدم سر خاکت که زار گریه کنم
کنار این همه خاک مزار گریه کنم
رسیدم سر خاکت به خود توان بدهم
به این امید که شاید زغصه جان بدهم
رسیدم سر خاکت به سر بریزم خاک
ز غصه لب چاکت به سر بریزم خاک
مرا غم تو و این درد و داغ خواهد کشت
اگر مرا نکشت غم فراق خواهد کشت
مرا ببخش که زنده زشام برگشتم
دلم گرفته برادر سلام برگشتم
مطالب مشابه: متن اربعین نزدیک است / جملات زیبای نزدیک شدنِ اربعین

اربعین آمد و اشکم، ز بصر می آید
گوئیا زینب محزون ز سفر می آید
باز در کرببلا، شیون و شینی برپاست
کز اسیران ره شام، خبر می آید
رود، رودی شنوم از طرف شام، مگر
ام لیلا به سر نعش پسر می آید؟
کاش می داد کسی بر علی اکبر پیغام
کای جوان، مادر پیرت ز سفر می آید
و علی اصغر بی شیر بداند که رباب
با دل و سینه پر خون جگر می آید
ای صبا، گوی به عباس که از جا برخیز
ام کلثوم تو، خم گشته کمر می آید
«صامتا» از چه نگفتی به سر قبر حسین
عابدین، خون جگر و دیده تر می آید؟
شعر تسلیت اربعین
ای همیشه خواهر غم پرورم
ای خمیده مثل زهرا مادرم
بشکن این بغضی که داری در گلو
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
بر حسینت شام را توصیف کن
از خرابه رفتنت تعریف کن
از درخت خشک و سنگ و سر بگو
از لب و از چوب و طشت زر بگو
صورت خورشید و نوک نی چه بود
قصه قرآن و بزم می چه بود
جان من بنشین و حرف دل بگو
از جبین و چوبه محمل بگو
به چه بزمی، بزم اشک و ماتم است
بزمتان جمع است و یک کودک کم است
نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده
سر پیراهن تو جنگ بوده
ولی شرمنده زینب دیر فهمید
که انگشتر به دستت تنگ بوده
دردها می چکد از حال و هوای سفرش
گرد غم ریخته بر چادر مشکی سرش
تک و تنها و دو تا چشم کبود چند تا
کودک بی پدر افتاده فقط دور و برش
ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما
هیچ کس باز نفهمیده چه آمد به سرش
روزها از گذر کوچه آتش رفته
اثر سوختگی مانده سر بال و پرش
با چنین موی پریشان و بدون معجر
طرف علقمه ای کاش نیفتد گذرش
همه بغض چهل روزه او خالی شد
همه کرب و بلا گریه شد از چشم ترش
علیرضا لک
کار دستم داد آخر قلب ناپاکم، حسین (ع)
اربعین، پای پیاده، رفت از دستم که رفت
کربلایت سهم ما بدها نشد این اربعین
پابرهنه میروم سمتی که بغضم بشکند
نذر کردم دور تسبیحی بخوانم اهدنا
تا صراطم اربعین افتد به سمت کربلا
آهسته قدم بزن، خدا میداند
جا مانده دلی به زیر پایت زائر
مادری کودک خود را به سبد اندازد
تا که در راه حرم، حضرت موسی (ع) گردد
چند روزی است که تا میشنوم حرفش را
«اربعین، کرببلا»؛ این دل من میریزد
اربعین، کرببلا، پای پیاده عشق است
اربعین است و جهان دل به غمت میبندد
اشک محراب طواف حرمت میبندد
«اربعین، کرببلا»، دست تو را میبوسد
صاحب صبر! گدا حوصلهاش سر رفته

خواهی ار دانی که داغت با دل زینب چه کرد
قامتی خم گشته از بهر جواب آوردهام
شعرهای اربعین چهلم امام
یک اربعین به شام و به کوفه حماسهها
با خطبههای حیدریام آفریدهام
اربعین پای پیاده از نجف تا کربلا
التماست میکنم این جمع را با هم ببر
با نگاه مادرت در اربعین کرب و بلا
از عزاداران عاشورا تشکُر میشود
به یاد کربلا دلها غمین است
دلا خون گریه کن، چون اربعین است
تو کربلای سکوتی و چارده قرن است
نشستهایم سر سفرۀ مُحرم تو
بیش از هزار سال گذشته است و اربعین
از اربعین اول تو غمفزاتر است
مامور قبض روح خدا، دور ما نگرد
ما کربلا ندیده به تو جان نمیدهیم
زائر شدن به قسمت و دعوت همیشه نیست
ای بیخبر بکوش! زیارت گرفتنی است
با دستِ بسته هست ولی دست بسته نیست
زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست
هر چند سر به زیر، ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست
زینب اسیر نیست، دو عالم اسیر اوست
او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست
رنج سفر، خطر، غم بازار، چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست
حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بندِ معجرش از هم گسسته نیست
مجید تال
دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دل ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد
اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
گویی از آن خیمه های نیم سوز
خود صدای العطش آید هنوز
هزار سال کند عمر، باز ناکام است
کسیکه رخصت رفتن به کربلا نگرفت
چون ابر در فراق تو خون گریه میکنند
رحمی نما به حال زیارت نرفتهها
با من چه کردهاست گناهانِ بیشمار
حتی میان خواب، حرم را ندیدهام
مطالب مشابه: پیامک تسلیت اربعین حسینی + متن و جملات تسلیت اربعین

نفس که میکشم انگار بوی کرببلاست
هوای صحن ابوالفضل (ع) مستمان کرده
با سر همه رفتند به پابوسی بیسر
یک بیسر و پا مانده به امید اشاره.
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد …
برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم















![شعر عاشقانه پاییزی [ 20 متن ادبی و شعر در مورد پاییز و آسمان بارانی پاییزی ] شعر عاشقانه پاییزی](https://topnaz.com/wp-content/uploads/2024/10/شعر-عاشقانه-پاییز-دونفره-86x64.jpg)

