مجله تاپ‌ناز‌

شعر تبریک میلاد رسول اکرم به همراه عکس نوشته های تولد محمد رسول الله

شعر تبریک میلاد رسول اکرم به همراه عکس نوشته های تولد محمد رسول الله را در تاپ ناز برای مسلمانان عزیز قرار داده‌ایم. حضرت محمد بن عبدالله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، مشهور به محمد امین، آخرین پیامبر الهی و از نسل حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) که در ۴۰ سالگی به پیامبری مبعوث شده و بعد از ۲۳ سال رسالت و نبوت در ۶۳ سالگی وفات نمود.

شعر تبریک میلاد رسول اکرم به همراه عکس نوشته های تولد محمد رسول الله

شعرهای زیبای تبریک مولود پیامبر

نور عترت آمد از آیینه ام

کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد

میلاد پیامبر اکرم تهنیت باد

دو چشم آمنه بر روی احمد

گره خورده دلش بر موی احمد

گهی خندان گهی محو تماشا

چو می‌ بیند خم ابروی احمد

خجسته میلاد حضرت محمد مبارک باد

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

میلاد با سعادت پیامبر رحمت و مهربانی، حضرت محمد (ص) بر شما مبارک

هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو می‌ آیی

همان شب آمنه می‌ بیند درون چشم تو دنیایی

همین که آمده‌ ای از راه، قریش محو تو شد ای ماه

یتیم کوچک عبدالله! ببین نیامده، آقایی!

مطالب مشابه: دانلود آهنگ های مولودی بعثت رسول خدا

شعرهای زیبای تبریک مولود پیامبر

عکس نوشته تبریک امام محمد رسول الله

“امین” و “امن”  و “مومن”   آنقَدَر دنیا خطابت کرد

خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد

برای هر سری از روشنایت سایه‌بان می‌خواست

که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد

حجازِ وحشیِ زیبا ندیده دل به حسنت باخت

که بت‌ها را شکست و قبله دل‌ها حسابت کرد

خدا از چشم زخم مردمان ترسید پس یک شب

تو را تا آسمان‌ها برد و مثل ماه قابت کرد

تو را از آسمان بارید مثل عشق بر دنیا

زمین را تشنه دید و در دل هر قطره آبت کرد

دوای درد دین و درد دنیا ، درد بی دردی

حضورت دردهای مرگ را حتی طبابت کرد

سودابه مهیجی

از این مولود فرُّخ پی هزارو چارصد سال است

زمین دور خودش می‌گردد و بسیار خوشحال است

فقط این جمله در تایید میلاد نبی کافی ست

که شیطان از نزولش تا همیشه ناخوش احوال است

زمین و آسمان مکه طوری نور بارانند

که دیدار دوتاشان هم تماشا هست هم فال است

پریشان کرده ایران رابه وقت آمدن این طفل

که خاموشی و خشکیدن دراین اجلال، اقبال است

محمد یا امین یا مصطفی یا احمد و محمود

من اَر گنگم جهان هم در بیان او کر و لال است

به پایش ریختند از نور‌ها آن قدر از بالا

که سینه ریز خورشید این وسط ناچیز مثقال است

نگهبان دارد اسمش از پس و از پیش حتی او

برایش حضرت از پیش است و صَلّوا هم به دنبال است

جهان را می‌زند برهم چنین اسمی که پایانش

به علم جَفْر، دست میم روی شانه‌ی دال است

به رخ در جاذبه لب دارد و در دافعه لَن را

که پایین لبش نقطه ست و بالای لبش خال است

اگرچه نیستم مثل قَرَن گرم اویس،

اما دلم از عشق تو مثل فلسطین است اشغال است

اگر امروز آغاز است بر دین خدا با تو

غدیر خم ولیکن روز اتمام است و اکمال است

تَرَک برداشت ایوان مدائن پیش تو یعنی

که ایوان نجف بر مشکلات شیعه حلّال است

هم اکنون مستم و این شعر تا روز جزا مست است

ملاک سنجش افراد، قطعا سنجش حال است

به پایان آمد این ابیات، اما خوب می‌دانم

هنوز این شعر در وصف محمد میوه‌ی کال است

مهدی رحیمی

← شعر میلاد پیامبر (ص) →

زمين گهواره كابوس‌های تلخ انسان بود

زمان چون كودكی در كوچه های خواب حيران بود

خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم

جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذیان بود

صدا در كوچه‌های گیج می‌پیچید بی‌حاصل

سكوتی هرزه سرگردان صحرا و بیابان بود

نمی‌رویید در چشمی به جز تردید و وهم و شک

يقین تنها سرابی در شكارستان شیطان بود

شبي رؤیای دور آسمان در هیأت مردی

به رغم فتنه‌های پيش رو در خاک مهمان بود

جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر

«محمد» واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

سید ضیاءالدین شفیعی

شعرهای زیبای مولود پیامبر اکرم

راضى شده بودیم به املاى محمد.

اما نرسیدیم به معناى محمد

هر آنچه که دارند رسولان، همه دارند

از معجزه ى. خاک قدمهاى محمد

مولاست همان رحمت امروز پیمبر

زهراست همان رحمت فرداى محمد

تفسیر کمالات جلالى على بود

لاحول و لا قوه الاى محمد

این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست

خوابید اگر شیرخدا جاى محمد

اسلام محمد به جز اسلام على نیست

منهاى على، یعنى: منهاى محمد

در آینه فاطمه دیده است خودش را

بنشسته محمد به تماشاى محمد

علی اکبر لطیفیان

مطالب مشابه: عکس نوشته مبعث پیامبر + اشعار و جملات ویژه بعثت حضرت رسول اکرم (ص)

شعرهای زیبای مولود پیامبر اکرم

باران گرفت و سقف مدائن نشست كرد

دندانه‏‌هاى كنگره قصد شكست كرد

نورى به صحن معبد زردشتیان رسید

كآتشكده ز نابى آن‏ نور مست كرد

بالا بلند آمد و هر ارتفاع را

در زیر پا نهاده و پایین و پست كرد

در هر دلى نشست و به شكلى ظهور داشت

این گونه بود كآینه را خود پرست كرد

وقتى سؤال كردم از او خود اشاره‏‌اى

در پاسخم به پرسش روز الست كرد

حُسنش به غایت است و ظهورش قیامت است

زیباترین هر آنچه كه زیباتر است كرد

فیض مقدسى و تعجب نمى‌‏كنم

این چیزها كه هست، نگاه تو هست كرد

رضا جعفری

شعر میلاد پیامبر اکرم

بر عرش و زمین شمس درخشان آمد

از جانب مکه بوی ریحان آمد

در قلب جهالت یک تشعشع از نور

از بهر هدایت سوی انسان آمد

از هیبت و نامش، طاق کسری لرزید

بر آدمیان دلیل و برهان آمد

تیر نگاهش، قرص ماهی را شکافت

بی پرده بگویم خود فرقان آمد

ناخواند کتاب و مکتبی نیز نرفت

لیکن همه کار بر وی آسان آمد

رب گفت بخوان نام خداوندت را

او گفت به چشم و قصه پایان آمد

او آمد و خلق را ز گمراهی راند

کوهی ز بلا به سوی شیطان آمد

ای ‘منتظر’ خفته به خواب غفلت

برخیز و ببین علت قرآن آمد

سید رضا فتوحی

بـه هفتدهِ ماه ربیع،دِلا شده غرقِ سُرور

میخونن اهلِ آسمون،کوثر و هل اتیٰ و نور

مکه شد امشب،خُلدِ مخلّد

اومده احمد اومده احمد

یا رسولَ الله…

بر دل آسمونیا،شورِ دمادم اومده

دریای رحمت و کرم،رسول خاتم اومده

اومده فَخرِ،عرش مُعَلّيٰ

در دل عالَم،مِهر و تولّيٰ

یا رسولَ الله…

حق رسیده است بگوئید که باطل برود

علم آمد که همی زاهد جاهل برود

وحدت از بارقه‌اش، جلوه دیگر دارد

آمد او تفرقه از بین قبایل برود

رحمت حق به زمین آمده تا جلوه او

به درخانه هر سائل قابل برود

هرکه دیده‌ست رخش را به تعجب گفتا

حقش این است که با دیدن او، دل برود

اصلا او خلق شده تا که ز یمن قدمش

ز جهان ظلمت و خواری و رذائل برود

چون که او هست گل سرسبد موجودات

به هوای رخ او لیلی عاقل برود

بت پرستان همه مبهوت محمد شده‌اند

بی سبب نیست که نامش به محافل برود

هرکجا می‌نگرم نور رخش جلوه گر است

هرکجا نام وی آمد ز همه دل برود

کشتی شرک و نقاق و همه پستی‌ها

با تجلی گل آمنه در گل برود

«عابد» از آمدنش مست و غزلخوان شده است

زورق طبع وی از یم به سواحل برود

مرتضی عابدینی

مطالب مشابه را ببینید!